اعضاي انجمن دفاع از حقوق زندانيان روز جمعه 6 بهمن 85 در قم با حضرت آيت الله العظمي منتظري ديدار و گفتگو كردند. در ابتداي اين ديدار آقاي عمادالدين باقي دبير انجمن ضمن معرفي اعضاء، همكاري حقوق دانان ، وكلاء و اعضاء را فقط بر اساس حس انسان دوستي و داوطلبانه اعلام ، و فعاليت انجمن را حمايت از حقوق همه زندانيان اعم از سياسي و غيرسياسي توصيف و معرفي وكيل براي زندانياني كه توان يا جرأت گرفتن وكيل را ندارند از ديگر فعاليت هاي اين انجمن نام برد. به گفته وي اين انجمن بزرگ ترين تشكل غيردولتي در سالهاي اخير است كه به حقوق بشر به ويژه زندانيان اهتمام دارد.
پس از سخنان دبير انجمن حضرت آيت الله منتظري به ايراد سخن پرداختند:
بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين
در ابتدا از آقايان و خانم ها به واسطه زحمات طاقت فرسايي كه تحمل ميكنيد تقدير و تشكر ميكنم و از خداوند بزرگ ميخواهم شما را هميشه موفق و مويد بدارد تا در اين امر انساني روز به روز با استقامت تر از گذشته به فعاليت ادامه دهيد. انسان يا نبايد پاي در كاري بگذارد يا اينكه عزم خودش را جزم كند كه تا آخر با صبر و تحمل بماند. اينجاست كه خداوند هم به او كمك ميكند و اجر ميدهد. خداوند در سوره "والعصر" ميفرمايد: (بسم الله الرحمن الرحيم والعصر ان الانسان لفي خسر) (قسم به عصر و زمانه ، همانا انسانها در زيانند); (الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات )(مگر كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دهند); اگر ما صالحات را انجام داديم كافي است ؟ نه ! (و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر); (و سفارش به حق و صبر كنند). در پي خيلي فعاليت ها برخورد و زندان هست ولي بايد صبر و تحمل كرد. در قرآن آن قدر كه مقام و منزلت براي صابران قايل شده است براي ديگران قايل نشده است . ميفرمايد: (انما يوفي الصابرون اجرهم بغير حساب ); (همانا به صابران بدون حساب ، مزد و اجر داده ميشود). دنيا محل تزاحم حق و باطل است . و طبعا زندان ، محروميت و ديگر گرفتاري ها را در پي دارد. در زمان هبوط آدم ، دو فرزندش يكي حق بود و يكي باطل و بين آنان برخورد وجود آمد; و اين سنت ادامه دارد. ما دائم در حال امتحان شدن هستيم . قرآن ميفرمايد: (الذي خلق الموت والحيات ليبلوكم ايكم احسن عملا) (خداوند مرگ و زندگي را خلق كرد تا مشخص شود كدام يك از شما عمل احسن و برتر داريد); خدا اين را ميداند; ميخواهد در عمل به ما هم ثابت شود. بنابراين دنيا محل تزاحمات و تصادم هاست .
درباره وضعيت فعلي كشور و فشارهاي بين المللي كه ما به طور جدي با آن روبرو هستيم مطلبي را لازم است بگويم : آيا عاقلانه ترين راه چيست ؟ آيا بهتر نيست - علاوه بر پرهيز از تندروي ها - فضاي باز سياسي در كشور حاكم شود؟ آيا نبايد با مردم خودمان مهربان تر شويم ؟ متأسفانه هنوز در برخي جاها از اساتيد دانشگاه ، دانشجويان ، فرهيخته گان و مردم عادي به بهانه هاي واهي يا سياسي زنداني اند. روش عاقلانه در اين وضعيت حساس اين است كه آنها آزاد شوند. متأسفانه برخي در مقابل خارجي ها حاضرند كوتاه بيايند اما در مقابل مردم خودمان كوتاه نمي آيند.
زماني كه ما در زندان بوديم پس از گذشت شش ماه در سلول انفرادي و برگشت از پرونده خواني ، شب لباس هاي مرا آوردند و به بهداري زندان اوين منتقل كردند. در بهداري زندان آيت الله طالقاني و آقايان هاشمي رفسنجاني ، انواري ، لاهوتي ، مهدوي كني و خلاصه هفت نفر روحاني بوديم ما را در آنجا جمع كردند. وقتي همديگر را ديديم گويا دنيا را به ما داده اند. من در بين صحبت ها گفتم : چرا حكومت ايران در مقابل روس ها كه شهرهاي ايران چون قفقاز را گرفته است اين قدر كوتاه آمده اند! آنجا ظاهرا شنود گذاشته بودند. فردايش كه روز عاشورا بود سرهنگ وزيري به سراغ ما آمد، در ضمن صحبت ها گفت آخر ما توان مقابله با روس ها را نداريم آنها قدرت دارند! واقعيت هم همين گونه است برخي ها زورشان به مخالفان خارجي نمي رسد ولي بر مخالفان فشار ميآورند. به قول سعدي :
گربه شير است در گرفتن موش
ليك موش است در مصاف پلنگ !
اين نظريه اي كه آقايان مطرح ميكنند به نام "خودي و غيرخودي " و به واسطه آن بسياري از نخبگان و مردم را به حساب نمي آورند و تنها اقليتي را صاحب كشور و انقلاب ميپندارند بر خلاف آن چيزي است كه قرآن از پيامبرش (ص ) ميخواهد. خداوند در خطاب به پيامبر(ص ) ميفرمايد:(فبما رحمة من الله لنت لهم ولو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك )، (اي پيامبر در اثر رحمت خدا نرمخو هستي براي مردم و اگر تندخو و خشن بودي از كنارت پراكنده ميشدند)، (فاعف عنهم واستغفر لهم )، (آنان را عفو كن و براي آنان استغفار نما)، (وشاورهم في الامر)، نكته جالب اينكه پس از دستور عفو و استغفار براي آنان كه طبعا مخالفين ميباشند، ميفرمايد: با آنان در امور مشورت كن . و به قول امروزي ها آنان را به بازي بگير. اين نكته داراي اهميت است . موافقان كه هميشه با توهستند مهم اين است كه به مخالفان بها دهي و از نظرات آنها استفاده كني . با اين روش ديگر خودي و غيرخودي معني ندارد. متأسفانه ما از مخالفان خود كه در ميان آنها افراد نخبه ، متعهد و متخصص هم هست به بهانه غيرخودي بودن استفاده نمي كنيم . من اميدوارم تا دير نشده است مسئولان كمي بيدار شوند و از انحصارطلبي ها دست بردارند.
نكته ديگري كه به مناسبت فعاليت شما برادران و خواهران در باره زندانيان بايد تذكر دهم اين است كه ما در اسلام سه نوع زندان داريم : 1 - زندان به عنوان حد 2 - زندان به عنوان تعزير 3 - و زندان اكتشافي . در نوع سوم ، براي ثبوت جرم و تحقيق و كشف جرم ، مجرم را زندان ميكنند. در روايت معتبري از امام صادق (ع ) نقل شده كه فرمودند: "ان النبي (ص ) كان يحبس في تهمة الدم ستة ايام ، فان جاء اولياء المقتول بثبت والا خلي سبيله "، (وسائل الشيعه ، ج 19، ص 121) در اين روايت معتبر امام صادق (ع ) از نبي اكرم (ص ) نقل ميكند كه در مورد متهم به قتل پيامبر(ص ) عملا او را تنها شش روز زنداني ميكرد اگر اولياي دم دليل محكمي عليه متهم اقامه ميكردند جرم ثابت ميشد وگرنه آزادش ميكردند.
اما متأسفانه در اين زمان ماهها افراد را بازداشت موقت و پس از مدت مديدي آزادش ميكنند گاهي هم تبرئه ميشود. در روايات داريم كه ، "رب ذنب مقدار العقوبة عليه اعلام المذنب به "، يعني چه بسا جرم و گناهي كه مقدار عقوبت آن فقط اعلام گناه به مجرم است كه تو اين كار را كرده اي و ما اطلاع داريم ، و همين براي او كافي است .
نكته اي كه يكي از خواهران سوال كردند درباره سنگسار بود. پاسخ در اين مجال نمي گنجد ولي به طور مختصر ميدانيد كه اصل اين حكم در دين يهود بود. آنها زياد اين حكم را اجرا ميكرده اند. در زمان پيامبر(ص ) هم كم و بيش موردي بوده كه اين حكم اجرا شده است . اما دو مطلب اينجا هست يكي اينكه : ثابت شدن زناي با احصان كه علت سنگسار است ، خيلي مشكل و قريب به محال است . چون يا بايد طرف از روي اختيار و نه تهديد، ترس يا شكنجه چهار بار اقرار كند. يا چهار نفر شاهد عادل همزمان شهادت دهند كه او را به نحو خاص ديده اند و در اينجا علم قاضي هيچ اعتباري ندارد. مطلب ديگر اينكه : اگر شخص اقرار كرد اما پس از اقرار انكار كرد در اينجا انكارش مسموع است و حكم رجم برطرف ميشود و اگر انكار نكرد بايد جوري باشد كه مجرم بتواند فرار كند. درباره اجراي احكام از برخي روايات استفاده ميشود كه اگر شرايطي است كه موجب وهن و سستي دين ميشود - مثلا در كشورهاي خارجي - نبايد حكم اجرا شود. و بالاخره اثبات جرم زناي با احصان كه به موجب آن حكم سنگسار اجرا ميشود، بسيار مشكل است و اين حكم در حقيقت خاصيت بازدارندگي - به قول معروف مترسك را - دارد.
لازم به ذكر است كه در پايان به درخواست حضار آيت الله منتظري به ذكر خاطراتي از زندان و شهيد محمد منتظري پرداختند.
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .